بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
وَالْفَجْرِ ﴿۱﴾ وَلَيَالٍ عَشْرٍ ﴿۲﴾ وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ ﴿۳﴾ وَاللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ ﴿۴﴾ هَلْ فِي ذَلِكَ قَسَمٌ لِذِي حِجْرٍ ﴿۵﴾ أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ ﴿۶﴾ إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ ﴿۷﴾ الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُهَا فِي الْبِلَادِ ﴿۸﴾ وَثَمُودَ الَّذِينَ جَابُوا الصَّخْرَ بِالْوَادِ ﴿۹﴾ وَفِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتَادِ ﴿۱۰﴾ الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلَادِ ﴿۱۱﴾ فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسَادَ ﴿۱۲﴾ فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ ﴿۱۳﴾ إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ ﴿۱۴﴾ فَأَمَّا الْإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ ﴿۱۵﴾ وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ ﴿۱۶﴾ كَلَّا بَلْ لَا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ ﴿۱۷﴾ وَلَا تَحَاضُّونَ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ ﴿۱۸﴾ وَتَأْكُلُونَ التُّرَاثَ أَكْلًا لَمًّا ﴿۱۹﴾ وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا ﴿۲۰﴾ كَلَّا إِذَا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا ﴿۲۱﴾ وَجَاءَ رَبُّكَ وَالْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا ﴿۲۲﴾ وَجِيءَ يَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسَانُ وَأَنَّى لَهُ الذِّكْرَى ﴿۲۳﴾ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي قَدَّمْتُ لِحَيَاتِي ﴿۲۴﴾ فَيَوْمَئِذٍ لَا يُعَذِّبُ عَذَابَهُ أَحَدٌ ﴿۲۵﴾ وَلَا يُوثِقُ وَثَاقَهُ أَحَدٌ ﴿۲۶﴾ يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ﴿۲۷﴾ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً ﴿۲۸﴾ فَادْخُلِي فِي عِبَادِي ﴿۲۹﴾ وَادْخُلِي جَنَّتِي ﴿۳۰﴾

اندازۀ قلم رابطۀ معقول و متناسبی با کاربرد مطلب دارد. اندازه قلم را عواملی مثل: نوع موضوع، خواننده و شرایط خواندن و در نهایت نگاه طراح تعیین می‌کند. مهم‌ترین نکته برای تعیین اندازۀ قلم، کادر و محدودۀ بصری، نوع و کاربرد مطلب مورد نظر می‌باشد. از آنجا که حروف، واحدهای سازندۀ اسکلت‌بندی ستون نوشته هستند و اساس ساختار متن فارسی را سطرها تشکیل می‌دهند، اندازۀ حروف یک قلم ارتباط مستقیمی با طول سطرها و فاصلۀ آن‌ها از یکدیگر دارد. طولانی شدن سطرها باعث خستگی چشم و نیز گم کردن ابتدای سطرها توسط چشم خواننده می‌شود. بهتر است برای تعیین طول سطرها تعداد معینی از کلمه‌ها را استفاده کنیم تا به سطری با طول متناسب برسیم. برای حجم معینی از مطالب مثلاً در یک اعلان و یا نامه‌های کوتاه اداری مشکل چندانی برای تعیین طول سطرها به چشم نمی‌خورد. وقتی حجم مطلب افزایش می‌یابد (مثل صفحۀ کتاب یا مجله و ….) انتخاب طول سطر از حساسیت بیشتری برخوردار است. در این موارد انتخاب سطرهای مناسب کوتاه‌تر به خوانایی بیشتر کمک متن می‌کند.
فاصلۀ بین خط کرسی هر سطر تا خط کرسی سطر بعدی در هر متن را فاصلۀ بین سطر یا پایۀ حروف می‌گویند. دلیل آن که کلمۀ متن را بکار می‌بریم این است که مقدار این فاصله را می‌توان هنگام حروف‌چینی متن متناسب با نوع قلم آن تغییر داد. این فاصله نقش مهمی را هنگام خواندن ایفا می‌کند. برای چیدن ستون‌های متن با عرض‌های مختلف، لزوم تغییر پایۀ حروف را می‌توان کاملاً لمس کرد. هر چه طول سطرهای یک ستون متن کوتاه‌تر شود پایۀ حروف به‌تناسب باید کاسته شود تا چشم دچار پرش هنگام خواندن نشود و برعکس برای حروف‌چینی سطرهای طولانی، برای جلوگیری از خستگی چشم و گم کردن ابتدای سطرها لازم است پایه حروف را از حالت عادی افزایش دهیم. هرچه اندازۀ قلمی که برای متن استفاده می‌کنیم ریزتر باشد، لازم است پایۀ کار را نسبت به اندازه حروف افزایش دهیم. وجود فاصلۀ کم و فشرده بین سطرهایی با اندازه قلم ریز، سبب خستگی و فشار چشم‌های خواننده و گاه خطای دید می‌شود. همچنین فاصله زیاد بین سطرهایی با سایز درشت، تعادل فضای منفی و مثبت حروف‌چینی را برهم میزند و در نتیجه سطح خاکستری ناهمواری به وجود می‌آورد. انتخاب پایۀ حروف مناسب کمک می‌کند که سطح خاکستری یکنواخت و مناسبی از نوشته‌ها به وجود آید. نکتۀ مهم برای انتخاب فاصلۀ سطر این است که در متن یک کتاب یا یک مطلب متوالی اندازۀ پایۀ کار باید یکنواخت باشد. متأسفانه بر اثر بی‌توجهی به مسائل گوناگون حروف‌چینی، گاهی شاهد فواصل متفاوت در صفحه‌های مختلف یک کتاب هستیم. تعیین فاصله سطرها از مهارت‌های یک طراح است که هنگام تعیین قالب و شکل اصلی صفحات در مورد آن تصمیم‌گیری می‌کند. توجه به فرم و ساختار اصلی قلم می‌تواند طراح را برای رسیدن به مناسب‌ترین فاصلۀ بین سطرها راهنمایی کند.

Although typically applied to printed, published, broadcast, and reproduced materials in contemporary times, all words, letters, symbols, and numbers written alongside the earliest naturalistic drawings by humans may be called typography. The uneven spacing of the impressions on brick stamps found in the Mesopotamian cities of Uruk and Larsa, dating from the second millennium B.C., may be evidence of type, wherein the reuse of identical characters was applied to create cuneiform text. Babylonian cylinder seals were used to create an impression on a surface by rolling the seal on wet clay. Typography also was implemented in the Phaistos Disc, an enigmatic Minoan printed item from Crete, which dates to between 1850 and 1600 B.C. It has been proposed that Roman lead pipe inscriptions were created with movable type printing, but German typographer Herbert Brekle recently dismissed this view.(from Wikipedia) 0123456789!@#$%^&*()_+-={}[]:"'?/<>,.

صفحۀ تست اول